تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
up
👼😍😘همه چیز در این وبلاگ😘😍👼


۵۹ مطلب در بهمن ۱۳۹۶ ثبت شده است

سلام

میخوام که یه جاییو معرفی کنم بهتون یه چنل تلگرامی عالیییییییی بپرید برید شماره مجازی هم میدن رو قولم حساب کردن ها روسفیدم کنید مثله همیشه ممنان🙇🙏

 سلام ادمین چنل هستم😎🖐
ازتون درخواست میکنم بیایین چنل😊
حرف دلمو میزارم😔😒
خوشت نیومدبلفت😊
 https://t.me/joinchat/AAAAAE7yJbngk2C9XLbntg

اینم لینک کانال جوین شین👆👆


پ ن:بچه ها هر کی جوین شد لایک کنه





تیم‌های جستجوی هلال احمر در منطقه صعب العبور در دنا




لیست اتفاقات خوبی که این چند ماهه از سال رخ داده




‏به هر شکلی قرار طعمه نابودی بشیم.فرقی نمیکنه کجای ایران هستی و چکاره ای! فقط قراره هر لحظه در رعب و وحشت باشی

فاجعه اینجاست که چون مسولین غافلگیر میشن کسی نیست که به دادمون برسه




اشکم در اومد با این متن

دارم به آخرین پیام‌تان فکر می‌کنم
پیام‌های سوختۀ ناتمام
که مثل این سفر
هیچ‌وقت به مقصد نرسید

به اینکه «نگرانم نبا...»
به اینکه «از دور می‌بو...»
به اینکه «تو هم مراقب خو...»

دارم به انگشت‌های کسی فکر می‌کنم
که برایت نوشته بود
«رسیدی زنگ بزن عزیزم»

به باقیماندۀ شیشۀ عطرت روی میز
به پیراهنِ تازه‌ات
به اینکه مرا ببخش مادر
اگر این‌بار به‌جای سوغاتی
خاکسترم را برایت هدیه می‌آورم

#داوود_سوران

تسلیت  به خانواده‌های داغدار سانحۀ سقوط هواپیما



فکر کنم تا سه سال اینده همین وضعه فقط دعا کنیم شاید ازین بدبختی نجات پیدا کنیم

تسلیت :(



چقدر غمگین است
آدمی که
حرف هایش را به ماه میزند
و ماه فقط نگاه میکند
فقط نگاه . . .
محسن دعاوی


 

 


سلام دوستای خوبم

خوب عرضم به خدمتتون که یه بارسنگین رو دوشمه و این بار چیزی جز خداحافظی از طرف میترا برای شماها نیست😢😢خیلی ناراحتم که داره میره خیلی زیاد ولی خوب به دلایلی داره میره، از طرفش خداحافظی میکنم میترا یه نویسنده تمام عیاره رمان مینویسه (سایبری)از کسایی که میخوان دنبال کنند رمانشو و ادرس کانالشو ندارن من ادرسه کانالو براشون میزارم

به امید اینکه برگردی میترا منتظرتم اجی برگرد :(

اینم لینک کانال👇👇

syberia1@


میتراااااااااااااااا نرو لدفا خواهش میکنم :((((((((((



خیلیییییی خوشحالم

#فقط-همین :)


اصلانی:
اینو حتما بخوانید،خیلی نفع میبرید


ازعزرائیل پرسیدند:
تابحال گریه نکردی زمانیکه جان بنی آدمی را میگرفتی؟
عزرائیل جواب داد:
یک بارخندیدم،
یک بارگریه کردم
 ویک بارترسیدم.

بپرید ادامه مطالب نظر یادتون نره :)👍👍



sali

زندگی پانتومیم است !
حرف دلت را به زبان بیاوری
باختی . . !
سالوادور دالی


+دوست دارم
-چیزی گفتی؟
+هیچی؛میگم دستت نخوره ب اینا
-نه؛هواسم هست
+الان این وسیله هاروازجلوی راه برمیدارم که خلوت بشه
-منم دوست دارم
+ها؟!
-هیچی میگم هواست باشه دس خودتم نخوره بهشون
-منم

#سلام_بر_ابراهیم

 

چند وقت پیش یه جمله ای خوندم از استاد پناهیان که منو خیلی به فکر فرو برد اون متن این بود

هر چه بی نماز در عالم هست،تقصیر نمازخوانان است.اینکه بی نمازان نماز نمی خوانند،برای این است که به ما نگاه می کنند،می گویند:تو که نماز خوانده ای چکار کردی؟چه فایده ای برایت داشته؟صورتت گل انداخته از مناجات با خدا که بگویی چه کیفی کردی که دیگری هم بیاید؟خب اینطور میگویند.نگویند هم همین طور دارند می بینند .اخلاقت،رفتارت...نماز کجای وجود تو را آباد کرده است که بقیه جذب بشوند؟

چکار کنیم همه نمازخوان شوند؟آنانی که نمازخوان هستند بهتر نماز بخوانند.همین...به همین سادگی...

آن وقت می گویند:چرا تو آنقدر همیشه سرحال و با نشاط هستی ؟تو چرا کینه به دلت نمیاید؟تو چرا عصبانی و حسرت زده نمی شوی؟می گوید:من نمیدانم.فکر کنم از نماز است.

ما همش میایم از مزایای حجاب میگم یا حدش چیه ولی بیاین اینبار متفاوت عمل کنیم این بار اسلام رو به شیوه ی دیگه تبلیغ کنین

برید ادامه مطلب
 

خداجونم .. اجازه هست از آرزوهام بگم برات ؟!


خدایا به آدما – به من – کمک کن تا بتونیم دنیامون رو از این زشتی نجات بدیم. کار اصلی با توست. با منتقم خون حسین (ع) .. اما تو گفتی که ما باید شرایطشو فراهم کنیم. با توجه به سوالی که میدونی تو ذهنم هست.. کمکمون کن تا بتونیم وظیفه انسانی مونو درست انجام بدیم. کمک کن تا بتونیم خوب زندگی کنیم. خوب و درست. جوری که وقتی از جایی گذشتیم و به پشت سرمون نگاه کردیم.. از گذشته ها پشیمون نباشیم. کمکمون کن درست انتخاب کنیم. کمکمون کن هر جا که توی مرحله ی انتخاب قرار گرفتیم، یادمون نره بهترین انتخاب، انتخاب توست. به تو اعتماد کنیم. . همیشه ازت بخوایم اون چیزی که صلاحمونه تقدیرمون قرار بدی.. حالا هم من همینو ازت می خوام.. کمکم کن انتخاب هایی که پیش رو دارم بهترین و درست ترین انتخاب ” با کمک خدای عزیزم ” باشه . کمکم کن .. انتخابهای زیادی پیش رو دارم. انتخاب رشته، زندگی آیندم و… . تنهام نذار خدا جون … من از تنهایی می ترسم



 


خدایا دیگه حرفی ندارم بجز این که :

 

    خدایا شکرت به خاطر همه چیز.

    خدایا خیلی دوستت دارم.

    خدایا، دمت گرم. خیلی باحالی

 

 

 

خدایا: خیلی گلی!!!

 

حالا دیگه باید بگم:   ” خودت حافظ

 

بنده ی کوچیک و گناهکارت:

 

فاطمه

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ*********************




خنده

و شاید خنده ؛
صدای دوستت دارم های خدا باشد !





روزی روزگاری پسرک فقیری زندگی می کرد که برای گذران زندگی و تامین مخارج تحصیلش دستفروشی می کرد.از این خانه به آن خانه می رفت تا شاید بتواند پولی بدست آورد.روزی متوجه شد که تنها یک سکه 10 سنتی برایش باقیمانده است و این درحالی بود که شدیداً احساس گرسنگی می کرد.تصمیم گرفت از خانه ای مقداری غذا تقاضا کند. بطور اتفاقی درب خانه ای را زد.دختر جوان و زیبائی در را باز کرد.پسرک با دیدن چهره زیبای دختر دستپاچه شد و بجای غذا ، فقط یک لیوان آب درخواست کرد.

دختر که متوجه گرسنگی شدید پسرک شده بود بجای آب برایش یک لیوان بزرگ شیر آورد.پسر با تمانینه و آهستگی شیر را سر کشید و گفت : «چقدر باید به شما بپردازم؟ » .دختر پاسخ داد: « چیزی نباید بپردازی.مادر به ما آموخته که نیکی ما به ازائی ندارد.» پسرک گفت: « پس من از صمیم قلب از شما سپاسگذاری می کنم»

سالها بعد دختر جوان به شدت بیمار شد.پزشکان محلی از درمان بیماری او اظهار عجز نمودند و او را برای ادامه معالجات به شهر فرستادند تا در بیمارستانی مجهز ، متخصصین نسبت به درمان او اقدام کنند.


دکتر هوارد کلی ، جهت بررسی وضعیت بیمار و ارائه مشاوره فراخوانده شد.هنگامیکه متوجه شد بیمارش از چه شهری به آنجا آمده برق عجیبی در چشمانش درخشید.بلافاصله بلند شد و بسرعت بطرف اطاق بیمار حرکت کرد.لباس پزشکی اش را بر تن کرد و برای دیدن مریضش وارد اطاق شد.در اولین نگاه اورا شناخت.

سپس به اطاق مشاوره باز گشت تا هر چه زود تر برای نجات جان بیمارش اقدام کند.از آن روز به بعد زن را مورد توجهات خاص خود قرار داد و سر انجام پس از یک تلاش طولانی علیه بیماری ، پیروزی ازآن دکتر کلی گردید.

آخرین روز بستری شدن زن در بیمارستان بود.به درخواست دکتر هزینه درمان زن جهت تائید نزد او برده شد.گوشه صورتحساب چیزی نوشت.آنرا درون پاکتی گذاشت و برای زن ارسال نمود.

زن از باز کردن پاکت و دیدن مبلغ صورتحساب واهمه داشت.مطمئن بود که باید تمام عمر را بدهکار باشد.سرانجام تصمیم گرفت و پاکت را باز کرد.چیزی توجه اش را جلب کرد.چند کلمه ای روی قبض نوشته شده بود.آهسته انرا خواند:

«بهای این صورتحساب قبلاً با یک لیوان شیر پرداخت شده است»


۱ ۲ ۳

فرشـღـته ها
همیشه وجود دارند
ولی چون بال ندارن
بهشون میگن دختر
👼👼