تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
up
👼😍😘همه چیز در این وبلاگ😘😍👼


یکی بود یکه نبود عه ببخشید همه بودند اقا مایه دورهمی داشتیم با دوستان 14 نفری چندتا از بچه ها (رهاو زهرا شماره 1و2 و فاطمه )باهم نشسته بودنو حرف میزدن منم مثه همیشه کرمای درونم داشتن انقلاب میکردن تجهیزاتیم که میخواستم نبود بنابر ایییین خودم دست به کار شدم وسایل مورد نیاز برای  سوکس (سوسک)یک عدد کاعذ کوشولو در ابعاد سوکس بعددد یک عدد ماژیک سیاه یا مداد سیاه زیاد فرقی نداره من از مداد استفاده کردم همین ..کاغذو کاملل سیاه کردم رفتم پیش رها اینا ... اقا رفتم نزدیک خیلی نامحصوص سوسکه دستیمو گذاشتم روی شونه ی رها اقا شروع کردم به جیغ زدن که سوووووووسک سووووووسکک جیییییییییییغ داد هوار و غیره😁😁😂 بعد رها دور اول یه نیگا کرد برگشت هنوز مغزش نفمیده بود چی شده بعد یه ثانیه سرشو همچین برگردوند که صدای گردنشو شنیدیم بعدشم که در جریانید سکته رو رد کرد اون سه تای دیگه هم که کلا سنگ کوب بودن رها که قشنگ گریه میکرد یه عذاب وجدانه بدی گرفته بودم که یهو با خنده رها ولش کردم و به وجدان عزیزم گفتم برو رد کارت ببینم خخ خلاصه خیلی چسبید کتکی که بعدش از دستشون نوش جان کردمم خیلی چسبید

خوب امیدوارم خندیدهع باشید :) با تچکر خداحافظتون ..


نظرات (۱۳)

  • Jung Jaewon
    پنجشنبه ۱۰ اسفند ۹۶ , ۲۱:۱۹
    😂باحال بود. 
    منم زیادی کرم می‌ریزم  بیچاره کسی که سر کلاس کنار من بشینه همیشه مداد نوکیم تو کمر، دست و پهلو و......  بی خیاله بقیش هست😅
  • استاد بزرگ
    پنجشنبه ۱۰ اسفند ۹۶ , ۲۱:۱۹
    دارم واکنش ها رو تصور می کنم میبینم خیلی خنده داره
    ولی نکنین این کارا رو خوبیت نداره
    یهو میبینین واقعا پس افتادنها
    از ما گفتن بود
    :)
  • ♕αяαмεsн♕ ...
    پنجشنبه ۱۰ اسفند ۹۶ , ۲۱:۴۵
    خخخخخخخ با دختر از نوع سوسک شوخی خیلی باحاله ..................یه بار یه مراسم بود بعد کفشا که جلوی در بود  منم مثه شما کرمای درونم در حال انقلاب بود خودم با دوتا از دوستام رفتیم سوسک واقعی با هزارتا بدبختی پیدا کردیم بعد کشتیمش انداختیم توی خوشکل ترین کفشش .... هیچی دیگه وقتا مراسم تموم شد میخواستن برن یه وضعی پیش امده بود (کلی نفرین شدم فک کنم )منم اونجا مثه مظلوما چسبیده بودم به مامانم که الکی مثلا میترسم
  • Alireza z.i
    جمعه ۱۱ اسفند ۹۶ , ۰۲:۰۱
    خونواده ما خیلی صمیمیه ، یه بار با دختر خالم که سه سال از من بزرگتره (اون موقع نه سالم بود) اومدم شوخی کنم باهاش ، از این سوکسای پلاستیکی انداختم جلوش  ، انقد ترسید :))
    یه بار هم با دختر عموم و دختر عمه م اینکارو کردم ، خلاصه کلاً بچه شیطونی بودم :))
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

فرشـღـته ها
همیشه وجود دارند
ولی چون بال ندارن
بهشون میگن دختر
👼👼